الان دیگه هر کسی رو که تلفن هوشمند یا تبلت داشته باشه ببینید، با انگشتش مشغول ترکوندن خوکهای سبز یا نصف کردن میوههای مختلفه! منظورم Angry Birds و Fruit Ninja که بیشک محبوبترین بازیهای پلتفرم موبایل و تبلت هستند و نیازی به معرفی ندارند.
اگه از معتادان این دو بازی هستید میتونم این خبر خوش رو بدم که از این به بعد حتی وقتی در حال وبگردی و خوندن سایتها اینترنتی هستید میشه انگری بردز و فروت نینجا هم بازی کرد. چطوری؟
اول آیکُن هر کدوم از بازیهایی که میخواید رو با موس به تولبار مرورگرتون بکشید (drag کنید)، بعد به یکی از سایتهای مورد علاقه یا غیر مورد علاقتون برید و روی بوکمارکلت مربوطه کلیک کنید و شروع به بازی کنید.
با ترکوندن خوکها و نصف کردن میوهها، المانهای اون سایت هم متلاشی میشه که روش خوبی برای انتقام گیری و تمدد اعصاب و کمی تفریحه ;)
این سوالیه که بارهای بار در اینترنت پرسیده شده. در فرومها، وبلاگها، سایتهای پرسش و پاسخ، آیآرسی، تقریباً همه جا. سوال اینه؟ آیا ما واقعاً نیازی به استفاده از آنتیویروس در اوبونتو و یا هر توزیع لینوکس دیگه داریم؟ جواب همیشگی یک کلمه است، نه. چرا؟ بزارید کمی در این مورد صحبت کنیم.
برای اینکه یک ویروس کامپیوتری بتواند در آلوده کردن سیستم عامل موفق باشد نیاز به پنهان شدن، اجرا و تکثیر بیشتر خودش دارد که چنین چیزی در لینوکس نزدیک به غیرممکن است.
- ویروسها برای موفقیت نیاز به آلوده کردن فایلهای اجرایی باینری در سیستم عامل دارند. لینوکس طوری طراحی شده که تقریباً همه فایلهای حیاتی سیستم و فایلهای اجرایی اصلی در اختیار کاربر روت، (root) که بالاترین سطح دسترسی را دارد است و کاربر عادی فقط قادر به اجرای آنهاست. این امر شانس آلودگی را به کمترین میزان ممکن میرساند. یعنی هنگامی که شما تحت مجوز کاربر عادی از سیستم استفاده میکنید اگر ویروسی قصد داشته باشد تا در فایلهای اجرایی مهم خرابکاری کند موفق نخواهد بود چون نیاز دارد به کاربر روت دسترسی داشته باشد.
اگرچه بعضی از کاربران باتجربه دوست دارند تحت مجوز روت وارد شوند و مالکیت فایلهای اجرایی را در اختیار بگیرند ولی براساس تجربهای که دارند از کارشان آگاهند و بلدند چه کار کنند. این دلیلیست که کاربر روت در اوبونتو و سایر توزیعها بصورت پیشفرض غیرفعال است.
من آدم پرخور و شکمویی نیستم ولی عاشق رستوران گردیم! رفتن به رستورانهای مختلف و امتحان کردن مزه غذاها برام نوعی سرگرمی خوشمزه محسوب میشه. مسافرت که میرم سعی میکنم بهترین و متفاوتترین رستورانهای شهر رو پیدا کنم تا تجربه غذا و مزههای جدید رو از دست ندم، واسه همین نقشه موبایلم پر است از فستفودها و رستورانهای علامت زده روی نقشه شهرها که بر اساس تعریف دوستان یا تمجید سایتها و مجلات از قبل نشان شدهاند تا در فرصت مناسب خودم رو اونجا مهمون کنم.
هیچ چیز بهتر از پیدا کردن یک رستوران خوب و صرف یک غذای خوشمزه کنار دوستان در یک آخر هفته نیست. ولی حالا از کجا بفهمیم کدوم رستورانها خوبن؟ کدوم یکی از غذاهاشون بهتره؟ محیط کدومشون واسه صرف یک شام رمانتیک مناسبه؟ و کدوم یکی مناسب جیب ماست؟
خب یه روش اینه که به اولین رستورانی که رسیدید برید داخل تا با سعی و خطا یک خوبشو پیدا کنید! یا میتونید از دوستان مجازیتون آمار بگیرید و یا اینکه به این چهار سایت زیر سر بزنید تا با توضیحات و شرحی که برای رستورانهای مختلف نوشتن و خوندن نظرات دیگران بتونید بهترین انتخاب رو پیدا کنید.
فیدیلیو بنظرم معروفترین سایت راهنمای رستورانها و کافی شاپهای ایرانه (شما بخونید تهران) که فهرست کاملی از رستورانهای مختلف رو گردآوری و معرفی کرده. اگه شما دنبال پیدا کردن رستوران خاصی هستید با رستورانیاب فیدیلیو میتونید لیستی از بهترین انتخابهای موجود رو بر اساس نیازهاتون پیدا کنید و شرح و تصاویر از فضای رستوان، امکانات، منو و آدرس اونجا رو بدست بیارید تا در انتخاب کمکتون کنه.
امتیاز که این سایت داره نرمافزار موبایلشه که امکان جستجو رستورانها بر روی موبایل رو در اختیارتون میزاره البته فقط بصورت جاوا هست و از iOS و اندروید خبری نیست.
گروه رسکو از چندتا دانشجوی دانشگاه شریف تشکیل شده که هر سری تو یه رستوران دور هم جمع میشن و بر اساس قیمت و کیفیت غذا و محیط رستوران نمره میدن. نویسنده بخوبی فضا و محیط رستوران رو شرح میده و از مزیتها و معایبش میگه و اینکه به نظر گروه رسکو کدوم غذای ارزش سفارش رو داره و کدوم یکی قیمتش گرونه. یه چارت مقایسهای هم از رستورانهای معرفی شده دارن که میشه اینجا دیدش.
میزغذا بیشتر طرز تهیه انواع غذاها و دسرها و چاشنیها رو در وبلاگش آموزش میده ولی در کنار آموزش آشپزی یه بخشی داره که به معرفی رستورانها و فستفودیهای مختلف میپردازه و تجربه خودشو از رفتن و خوردن غذاهای اونجا تعریف میکنه که من نوشتههاش رو میپسندم. میز غذا بخشی هم به اسم «جاهایی که نریم!» که از اسمش معلومه کارش چیه.
مستر تیستر نویسنده صفحهای به اسم خوشخوراک در روزنامه آسیا است که بین رستورانهای ایران میگرده و غذاهاشون رو مزه میکنه و شرح میده که چطوری به فلان رستوران رفته و چی سفارش داده و چی خورده و چی دیده. مستر تیستر یه صفحه فیسبوکی هم داره که پرطرفداره و اگه بخواهید میتونید عکسها و حرفهای بیشتری از جاهایی که مستر میره رو ببینید و بخونید.
مجموعه مستند CNBC Titans درباره زندگی شخصیتها و افرادیست که مشاغل غیرقابل باور خود را به واقعیت تبدیل کردند و نام شرکتهایشان در سرتاسر جهان گسترانیده شد. داستانهای واقعی از معروفترین اشخاص، بزرگترین شرکتها و غولهای صنعتی و پی بردن به کلید اقبال و موفقیتی که باعث شد دنیا را تغییر دهند.
یکی از قسمتهای این مجموعه به زندگی استیو جابز فقید پرداخته است، شخصی که برای سه دهه پادشاه بی چون و چرای سیلیکون ولی بود. کسی که انقلاب کامپیوترهای شخصی را از گاراژ والدینش در کالیفورنیا آغاز کرد و اپل را به باارزشترین شرکت تکنولوژی دنیا بدل کرد.
اگر از علاقهمندان استیو جابز هستید و یا میخواهید بیشتر با زندگی و افکار و فعالیتهای این شخصیت بزرگ دنیای تکنولوژی آشنا شوید، دیدن این مستند ۴۰ دقیقهای از بیوگرافی مدیرعامل بزرگ شرکت اپل، حضورش در شرکت نکست و پیکسار و کارهایی که برای ساخت مکینتاش، آیپاد، آیفون و آیپد انجام داد میتواند برای شما جالب باشد.